المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
468
مروج الذهب ( فارسى )
كه حسان بحضور حارث بود به دو گفت « اى پسر فريعه شنيدهام كه نعمان را به من ترجيح ميدهى ! » گفت « چگونه او را به تو ترجيح دهم كه پشت سر تو از صورت او بهتر و مادر تو از پدر او شريفتر و پدرت از همه قوم او شريفتر و دست چپ تو از دست راست او بخشندهتر و محروم ماندن از تو از بخشش او بهتر و كم تو از بسيار او بيشتر و حوضچه تو از بركه او پرمايهتر و كرسى تو از تخت او برتر و جوى تو از درياى او عميقتر و روز تو از ماه وى درازتر و ماه تو از سال وى طولانىتر و سال تو از روزگار او بهتر و چوب تو از چوب وى آتش افروزتر و سپاه تو از سپاه وى نيرومندتر است تو از غسانى و او از لخم است چگونه ممكنست او را بر تو ترجيح دهم يا با تو مساوى شمارم . » حارث گفت « اى پسر فريعه اين سخن را ضمن شعر بايد شنيد » و او شعرى بدين مضمون گفت : « اى حارث اصغر شنيدهام كه ابو منذر با تو مفاخره مىكند . پشت سر تو از صورت او بهتر است و مادر تو بهتر از منذر است و دست چپ تو با وجود چپى براى مردم تنگدست چون دست راست اوست » آنگاه پس از او جبلة بن ايهم بن جبلة بن حارث بن ثعلبة بن جفنة بن عمرو بن عامر بن حارثة بن امرؤ القيس بن ثعلبة بن مازن پادشاه شد . مازن همان غسان بن ازد بن غوث بود . جبله همان پادشاهى بود كه حسان بن ثابت انصارى در قصيدهاى مفصل مدح او گفته كه از جمله اينست . « شمشير بر آر كه پادشاهى تو در شام تا روم مايه افتخار هر يمنى است » و هم درباره او گويد : اين خانهها از كيست كه در معان ، ما بين يرموك و صمان و در قريات و ثلاثين خالى مانده و من بىرغبت از آن به قصرهاى نزديك باز كشتهام ؟ فصح نزديك است و زنان رشتههاى مرجان را آماده ميكنند . اين بروزگاران جايگاه خاندان